در راه سلوک
معبودا! اگر تو خود، از روی رحمت (سلوکم را) با توفیق نیکو آغاز نکنی، پس کیست (به جز تو) که مرا به سوی تو کشاند(فرازی از دعای صباح) 
قالب وبلاگ

یکی از چهره های معنوی و پاک طینت و الگو برای جوانان در مباحث عرفانی و سیر و سلوک الی الله مرحوم آقا فخر تهرانی (رحمة الله علیه) بوده است. وی از جمله اساتید حضرت آیت الله شیخ «خلیل مبشر کاشانی» در مباحث معنوی و عرفانی بود. پرسش و پاسخهایی که در ذیل میبینید توسط «شیعه آنلاین» از آیت الله مبشر کاشانی پرسیده شده و ایشان پاسخ دادهاند.

 

چه بزرگانی در شکل گیری شخصیت شما موثر بوده اند؟

از نظر معنوی دو شخصیت روحانی برجسته: 1- حضرت آیت الله بهاء الدینی 2- حضرت آیت الله کشمیری و [3-] یک شخصیت غیر ملبس به لباس روحانیت که در واقع ماهیت و هویت باطنی او ملبس به لباس روحانی و ملکوتی بود به نام مرحوم «حاج آقا فخر تهرانی» که در شکلگیری شخصیت حقیر نقش بسیار داشتند.

مرحوم «حاج آقا فخر تهرانی» و مرحوم «حاج شیخ رجبعلی خیاط» و عدهای از دیگر عرفا، از شاگردان مرحوم «شیخ مرتضی زاهد» بودند.

حقیر از سال 1349 که مرحوم آقا فخر تهرانی، ساکن تهران بود و هفتهای یک بار جهت تشرف به زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) و مسجد جمکران به قم می‏آمد؛ با وی آشنا شدم، سپس ساکن قم شد و حدود 25 سال از محضر سرشار از معنویت آن عارف وارسته، بهره مند شدم. مرحوم حاج آقا فخر تهرانی (ره) حق استادی و حق پدری به بنده داشت.

آیت الله مبشر کاشانی در پاسخ به پرسشی درباره «انسان کامل و مشخصات آن» پس از بیان توضیحاتی علمی، در بیان مصادیق انسان کامل گفت:

«علامه طباطبایی» اهمیت زیادی به تلاوت قرآن همراه با تدبر و تأمل می داد و این راه را جهت تکامل سالک، مهم میشمردند، و «آیت الله بهاء الدینی» به تفکر در توحید و معاد که هر ساعت تفکر از سالها عبادت و بندگی افضل است، توصیه و عمل میفرمودند، و «آیت الله کشمیری» با توجه به توصیه استاد خود مرحوم «آیت الله سید علی آقا قاضی» (قاضی بزرگ) به مسأله ذکر توجه و توصیه خاص داشتند و به مرحله دوام ذکری رسیده بود (واذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون) [1] و مرحوم «حاج آقا فخر تهرانی»، توسل به اهل البیت (علیهم السلام) را جهت تعالی و تکامل سالک، لازم و واجب می دانست... یاد دارم که آن بزرگوار هر روز بعد از نماز صبح چند بیت از ابیات دیوان علامه (کمپانی) را زمزمه نموده و متوسل به امام حسین (علیه السلام) و سایر ائمه (علیهم السلام) میشد و میفرمود: «هر صبح و شام باید به امام زمان (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) متوسل شویم که کشتی نجات از هلکات و نیز مصباح هدایت باطنی برای سالک الی الله است، همان طور که از جمیع جهات چراغ هدایت استهمچنین خدمت به خلق (فقرا و محرومین) که توصیه تمام اولیای خداست از هدایتها و ارشادهای گفتاری و عملی مرحوم آقا فخر تهرانی و مرحوم «جعفر آقا مجتهدی» نیز بود.

 

همه اهل سلوک در یک چیز مشترک بودند و آن تهذیب نفس است و این زیر بناست و بدون آن، تکامل محقق نمی شود. پس از آنکه تهذیب نفس را اصل قرار دادند بعد می گویند حالا که شالوده ساختمان ریخته شد، حالا... از چه راهی نفس را حرکت دهیم و از کدام جاده برویم؟

 

آیت الله مبشر کاشانی، درباره «تفاوت روش سلوکی و عرفانی و طی طریق حضرات آیات کشمیری، بهاءالدینی، آقا فخرتهرانی و شیخ جعفر آقا مجتهدی» فرمودند:

ما روی شخصیتهای بزرگ نمیتوانیم قضاوت کنیم اما از نظر سلوکی، آیت الله کشمیری بیشتر در راه ذکر بود و از راه ذکر به مقامات میرسید. مرحوم آیت الله بهاءالدینی از راه تفکر؛ به انضمام این نکته که همه اهل سلوک در یک چیز مشترک بودند و آن تهذیب نفس است و این زیر بناست و بدون آن تکامل محقق نمی شود. پس از آنکه تهذیب نفس را اصل قرار دادند بعد می گویند حالا که شالوده ساختمان ریخته شد (که همان تهذیب نفس است) حالا بر این نفس چه چیزی بار کنیم؟ از چه راهی نفس را حرکت دهیم و از کدام جاده برویم؟ از راه ذکر؟ تفکر؟ قرائت قرآن؟

...مثلا علامه طباطبایی معتقد بودند که با تدبر در قرآن، سالک زود به مقصد میرسد. آیت الله کشمیری همانند استاد خود حضرت آیت الله قاضی به راه ذکر و آیت الله بهاءالدینی به تفکر در توحید اهتمام داشتند. خود بنده یک شب تا صبح با آیت الله بهاءالدینی در کاشان با هم بودیم و بحثهای معنوی داشتیم، دیدم که ایشان کمتر به نماز مشغول است و بیشتر در حال تفکر هستند، رو به قبله مینشست و به توحید فکر میکرد. اما آیت الله سید عبدالکریم کشمیری در ذکر، و مرحوم آقا فخر تهرانی از راه توسل به اهل بیت (علیهم السلام) و مرحوم جعفر آقا مجتهدی خدمت به خلق و فقرا و مستضعفین اهمیت می دادند و می فرمودند که این راه اقوی از راه های دیگر است.

البته نه اینکه راههای دیگر را نرفته باشند بلکه به این راه بیشتر اهمیت میدادند و میفرمودند که هرگاه سالک کاردی را که به استخوان یک مؤمن و مسلمان رسیده بیرون بیاورد، و مشکلش را حل نماید، از 40 سال ریاضت، سالک را زودتر به مقصد میرساند. خیلی عجیب است مرحوم آقا فخر تهرانی همین راه را به انضمام توسل به اهل بیت(علیهم السلام) کرده بود و خیلی متوسل می شد. البته حضرات آیات بهاءالدینی و کشمیری در اموری نیز با یکدیگر مشترک بودند.

 

علامه طباطبایی معتقد بودند که با تدبر در قرآن، سالک زود به مقصد میرسد. آیت الله کشمیری همانند استاد خود حضرت آیت الله قاضی به راه ذکر، و آیت الله بهاءالدینی به تفکر در توحید اهتمام داشتند... و مرحوم آقا فخر تهرانی از راه توسل به اهل بیت (علیهم السلام) و مرحوم جعفر آقا مجتهدی خدمت به خلق و فقرا و مستضعفین اهمیت می دادند و می فرمودند که این راه اقوی از راه های دیگر است.

 

آشنایی با آیت الله بهاء الدینی و آقا فخر تهرانی

بنده روز اول ورودم به حوزه مقدسه قم با حضرت آیه الله العظمی بهاءالدینی(ره) آشنا شدم و سلوک زندگی بی‌پیرایه و عارفانه ایشان، چنان مرا به خود جذب نمود که هر ظهر و شب در نماز جماعت ایشان شرکت میکردم و هرگاه فرصت شرکت در نماز آن بزرگوار میسر نبود، در نماز جماعت حضرات آیات عظام: اراکی، مرعشی نجفی و بهجت حضور مییافتم. روابط صمیمی و نزدیک بنده با حضرت آیه الله بهاء الدینی(ره) آن گونه بود که آن عارف فقید چندین مرتبه به کاشان ـ و منزل پدری ما ـ وارد شده و آنجا را با قدوم خود متبرک فرمودند.

بنده یک سال پس از ورود به قم با عارف فرزانه مرحوم سید «ذبیح الله قوامی» معروف به «حاج آقا فخر تهرانی» آشنا شدم.

... آن بزرگوار یعنی مرحوم حاج آقا فخر تهرانی، شبهای چهارشنبه، از تهران جهت زیارت حضرت معصومه (علیها السلام) و تشرّف به مسجد مقدس جمکران به قم میآمدند و در این راستا، آشنایی من با آن مرحوم زیاد و زیادتر شد؛ تا جایی که روزی فرمودند: «اینطور نمی شود که ما هفتهای یک یا دو روز همدیگر را ببینیم، از این به بعد من هم به قم می آیم» و همینطور شد. مرحوم آقا فخر تهرانی برای همیشه تهران را ترک کردند و مقیم قم شد. هر دو مجرد بودیم، منزلی در منطقه نیروگاه تهیه کردیم و من و حاج آقا فخر با یکدیگر به مدّت دو سال در آن زندگی کردیم و این رابطهی صمیمی که بین الاثنین بود قریب به 30 سال ادامه داشت.

 

خاطره ای از آقا فخر تهرانی

چند سال قبل از فوت مرحوم آیت ‌الله‌ بهاء‌الدینی، جمعی از دوستان خدمت ایشان بودند، وی مریض بود و علاقه مندان نگران حال او بودند؛ محل دیدار، منزل مرحوم آقا فخر تهرانی بود که مقابل منزلش باغی بود و در کنار باغ جوی آبی.

آنجا فرشی گستردند و آیت‌ الله بهاء‌الدینی و علاقه مندان و مرحوم آقا فخر تهرانی حضور داشتند. مرحوم آیت‌ الله بهاء‌الدینی فرمود: «نگران نباشید. هر زمانی که مقدر باشد من و این آقا فخر از دنیا برویم، یک مدتی قبل خبر خواهیم داد

اتفاقا حدود یک ماه قبل از فوت مرحوم آقا فخر تهرانی اینجانب و مرحوم حجة‌ الاسلام و المسلمین «حاج شیخ حسن معزی» به دیدار مرحوم آقا فخر تهرانی رفتیم؛ مرحوم آقا فخر تهرانی بدون مقدمه در یک بیت شعر از قول باباطاهر که زیر این آسمان عریان واقعی او بود، فرمود:

عزیزان قدر یکدیگر بدانید

اجل سنگ است و آدم مثل شیشه

حقیر پس از شنیدن این شعر دانستم که آخر عمر مرحوم آقافخر است و با این شعر به من خبر از رفتن خود می‌دهد. خیلی ناراحت شدم و به آقای معزی و بعضی دوستان گفتم عمر آقا فخر به پایان رسیده است.


منبع: شیعه آنلاین

تنظیم: گروه حوزه علمیه تبیان

[ پنج‌شنبه 9 دی‌ماه سال 1389 ] [ 10:07 ب.ظ ] [ مسافر ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 42528

  • پرشین تم
  • کد آهنگ
  • ضایعات